

شتکی بزرگ تر / دیوید هاکنی / ۱۹۶۷ / مجموعه تیت لندن
در جنبش پاپ آرت، زندگی ، مصرف و روزمره گی و نقد مصرف گرایی از موضوعاتی ست که به آن پرداخته می شود.و امر معمول به اثر هنری تبدیل می شود . زندگی عمومی ، جامعه شهری و ...دیوید هاکنی از جمله هنرمندانی ست که در این حوزه فعال و پیشگام بوده است.و در اینجا سعی می شود از زوایایی به اثر نام برده پرداخته شود.در نگاه فرمالیستی، اهمیت اثر نه تنها در این است که خانه ای را نشان می دهد بلکه در روابط میان شکل های تصویر شده است.بیشتر عناصر تصویر کاملاً آرام و ثابت هستند؛ پاشیده شدن آب در مرکز اثر انفجاری از حرکت ایجاد میکند. این تضاد میان سکون و جنبش، مهمترین عامل تنش بصری اثر است.فرمالیستها این تضاد را یک کیفیت ساختاری میدانند که بدون نیاز به روایت، احساس را منتقل میکند.رنگهای آبی، صورتی، سفید و زرد با خلوص و شفافیت به کار رفتهاند. هاکنی از سایهپردازی طبیعی پرهیز میکند و به سطوح رنگی مستقل اهمیت میدهد.در اینجا رنگ نه ابزاری برای تقلید طبیعت، بلکه عنصری سازنده در ساختار تصویر است.ما شخصی را که در آب پریده است نمیبینیم؛ تنها اثر حضور او باقی مانده است. در نتیجه روایت به حداقل میرسد و توجه مخاطب به سازمان بصری تصویر معطوف میشود.این ویژگی نیز با اصول فرمالیسم همخوانی دارد.از منظر فرمالیسم، ارزش «A Bigger Splash» در موضوع استخر یا زندگی آمریکایی نیست؛ بلکه در:هماهنگی رنگها،تعادل هندسی،تضاد سکون و حرکت،وارتباط دقیق عناصر بصری است. هاکنی نشان میدهد که یک رویداد بسیار ساده میتواند از طریق فرم به تجربهای زیباییشناختی تبدیل شود.دیوید هاکنی در آثارش مفهوم دیدن را به چالش می کشد. موضوعی که آثار او را به نظریههای ادراک بصری، پدیدارشناسی و حتی پساساختارگرایی نزدیک میکند.در این نوع خوانش از آثار هاکنی پرسش هایی قابل طرح است از جمله این که :تصویر چگونه معنا تولید میکند؟بیننده چگونه تصویر را میخواند؟ رابطه نگاه، فضا، زمان و روایت در تصویر چیست؟در نگاه نخست تصویری از یک استخر، خانهای مدرن، آسمان آبی و پاشیدن آب دیده میشود. هیچ انسانی در تصویر حضور ندارد.این مرحله همان چیزی است که «پیشاشمایلنگاری» نامیده میشود؛ یعنی توصیف آنچه میبینیم.در لایه دوم پاشیدن آب نشانه حضور فردی است که وارد استخر شده، اما خود او دیده نمیشود.در نتیجه با نوعی ردّ حضور مواجه هستیم.تصویر درباره فردی است که غایب است اما اثرش باقی مانده است.پاشیدن آب یک «نشانه نمایهای» (Index) است؛ یعنی نشانهای که به رخدادی واقعی اشاره میکند.و در سطح سوم زمان در تصویر جای بیشتری باز می کند. در نقاشی سنتی معمولاً یک لحظه ثابت ثبت میشود؛ اما هاکنی لحظهای گذرا را انتخاب میکند.پاشیدن آب فقط چند ثانیه دوام دارد.
بنابراین تصویر میان سه زمان قرار میگیرد: کسی لحظهای قبل در آب پریده است.اکنون موج آب را میبینیم.چند ثانیه بعد آب آرام خواهد شد.تصویر گذشته، حال و آینده را همزمان در خود دارد.در گام چهارم خانه مدرن، استخر خصوصی و آفتاب کالیفرنیا نشانه های سبک زندگی طبقه متوسط و مرفه آمریکایی دهه ۱۹۶۰ هستند و خوانشی فرهنگی صورت میگیرد.در اینجا استخر صرفا استخر نیست،بلکه نشانهای از:رفاه ،فراغت مصرفگرایی، رؤیای آمریکایی است. و در سطح پنجم بیننده در موقعیتی قرار گرفته که انگار شاهد صحنهای است که بخشی از آن را از دست داده است.ما نتیجه رویداد را میبینیم اما خود رویداد را نه.به همین دلیل ذهن بیننده ناچار میشود داستان را کامل کند. و تصویر به جای ارائه پاسخ، پرسش هایی از این قرار ایجاد میکند:چرا دیده نمیشود؟قبل و بعد از این لحظه چه اتفاقی افتاده است؟ اثر هاکنی صرفاً تصویری از یک استخر نیست.این اثر به غیاب و حضور، ردّ و نشانه،زمان،حافظه، و مشارکت ذهن بیننده در ساخت معنا آمیخته است . زیرا معنا در آنها مستقیماً ارائه نمیشود، بلکه بیننده باید آن را تولید کند.البته لازم به ذکر است که در آثار هاکنی و در ترکیب بندی هایش نگاه نقاشانه ،عکاسانه و طراحانه با هم حضور دارند و قاب ، کادر ، زاویه دید ناشی از تجربه های او در این مصاف هاست.شتکی بزرگ تر یا A Bigger Splash از دیوید هاکنی الهام بخش هنرمندان در هنر پاپ و حوزه های مختلف هنر بوده است از جمله فیلم شیرجه به کارگردانی لوکاگوادانینو ،اهل ایتالیا در سال ۲۰۱۵
یادداشتی بر اثری از دیوید هاکنی آیسا حکمت
نویسنده: آیسا حکمت
منتقد، پژوهشگر و ایده پرداز هنری حوزه بینارشتهای
















































































