"هی گوزن" تخیلی بر اساس یکی از اسباب بازیهای دوران کودکی

"هی گوزن" تخیلی بر اساس یکی از اسباب بازیهای دوران کودکی

هی گوزن یک انیمیشن کوتاه شایان ستایش است

من  تعجب می کنم که اورس بارچی Ors Barczy هنگام خلق Hey Deer به چه چیزی فکر می کرد. بدون شک زیبا است، اما در ابتدا گیج کننده است. فکر می کنم حدود بار دوم بود که بالاخره فهمیدم چه اتفاقی دارد می افتد. در ابتدا ممکن است فکر کنید که از این منظر، شخصی در حال آماده شدن برای ریختن بار بزرگی از گلوله های برفی روی این گوزن بیچاره است که در حال بیل زدن است. وقتی صحنه به دلایل غیرقابل توضیحی سبز می‌شود، هر چند متوجه می‌شوید که برای لحظه‌ای نگاه می‌کنید که گوزن به داخل برمی‌گردد، مقداری کاکائو داغ برای خودش می‌ریزد و بعد از شنیدن صدای عجیبی از بیرون، چند چیز را بررسی می‌کند و سپس به رختخواب می‌رود. .

وقتی او دراز می کشد، اتفاق عجیبی رخ می دهد. از پنجره می‌بینید که خانه‌اش به نظر می‌رسد که به یک سمت، سپس به سمت دیگر و سپس چندین بار به جلو و عقب متمایل شده است. ظروف از کمدها می افتند، کتاب ها از قفسه ها می افتند و غیره و غیره. وقتی صبح روز بعد از خواب بیدار می شود، بیدار می شود و همه چیز را به حالت عادی باز می گرداند. از نگاهی که او می کند می توان فهمید که او این کار را بیش از یک بار انجام داده و انتظارش را داشته است. پس از کنار گذاشتن همه چیز، او به بیرون می رود تا راه رفتن خود را دوباره بیل بزند، زیرا تمام برف جابجا شده تا دوباره آن را بپوشاند. وقتی درخشش سبز می‌آید، دوباره به داخل می‌رود، همان مراسم قدیمی‌اش را انجام می‌دهد و سپس می‌خوابد. روز بعد و روز بعد هم همینطور است، اما یک روز از خواب بیدار می شود و می بیند که بیلش که همیشه در جای خودش آویزان می کند، رفته است.

گوزن به دنبال بیل می گردد اما وقتی بیل را پیدا نمی کند تصمیم می گیرد با دستانش بیل را بیرون بیاورد. زمانی که کار را به پایان رسانده است، اما آنقدر خسته است که در راه رفتن به راحتی به پشت خود می زند و به بالا نگاه می کند. در همان زمان است که درخشش سبز رنگ می‌آید و قهقهه‌های عجیب و تقریباً کودکانه به گوش می‌رسد. همانطور که از دید آهو می بینیم یک گنبد شیشه ای در آسمان ظاهر می شود که از طریق آن می توانیم دختر بچه ای را ببینیم که از روی آن عبور می کند، شکلی بزرگ و چهره اش از خوشحالی در حالی که چیزی را می گیرد و کل صحنه دوباره شروع به لرزیدن می کند. .

گوزن که برای حرکت بیش از حد خسته است، با حرکت بلند می شود و به سمت سطح گنبدی می افتد، در نهایت می تواند  دختر کوچک را در حالی که از دیدن او شگفت زده می شود، ببیند. پس از آن است که دوربین به تصویری از دختر بچه‌ای که یک کره برفی در دست دارد و در حالی که به گوزن نگاه می‌کند می‌خندد، قطع می‌شود. به نظر می رسد که او از دیدن گوزن بسیار خوشحال است، و در صحنه ای درست بعد از تیتراژ، گوزن را می بینیم که چند تکه ذرت بوداده را در نزدیکی گوی قرار می دهد. در داخل می بینیم که گوزن اکنون از یک جعبه بزرگ پاپ کورن لذت می برد و کاملا راضی است.